على محمدى خراسانى

193

شرح كفاية الأصول (فارسى)

اين قصد قربت مقتضاى امر غيرى و مستفاد از آن نيست تا بگوئيد كه امر غيرى توصّلى است و عبادت درست‌كن نيست . بلكه قصد قربت مستفاد از امر نفسى است ، يعنى مولى كه امر به نماز كرده غرضى دارد كه آن غرض صلاتى بدون قصد قربت به خود نماز و به برخى از مقدّمات آن ( طهارات ثلاث ) حاصل نمىشود . براى تحصيل غرض صلاتى ناگزير بايد پاره‌اى از مقدمات آن را هم به قصد قربت بياوريم و لزوم قصد قربت در طهارت از ناحيهء امر نفسى به صلاة پيدا مىشود نه از ناحيهء امر غيرى ، تا مشكل شود . قوله : و فيه : مرحوم آخوند به اين وجه يك اشكال دارند . اين‌گونه كه شما با بيان مزبور ، مشكل عباديّت و قصد قربت را حلّ كرديد و ثابت كرديد كه قصد قربت از ناحيهء امر غيرى نيامده است ؛ ولى مشكل ترتّب ثواب را حلّ نكرديد نگفتيد كه چرا ثواب بر اين‌ها مترتب است ، با اينكه امر غيرى موجب مثوبت نيست ؟ ( البته جناب محشّى يعنى مرحوم مشكينى فرموده : اين اعتراض به مرحوم شيخ وارد ، نيست ، زيرا كه شيخ مشكل ترتّب ثواب را از راه ديگرى كه مسألهء تفضّل و . . . باشد حلّ كرده و فعلا با دو وجهى كه مطرح كرده ، درصدد حلّ مشكل عباديت و قصد قربت است . مضافا به اينكه ممكن است كسى به دفاع از مرحوم شيخ بگويد : وقتى عباديت و قصد قربت درست شد بالملازمه ترتّب ثواب هم درست مىشود ؛ زيرا خود مرحوم آخوند قبلا فرمودند كه ثواب و عقاب فرع بر قرب و بعد است و وقتى قرب پذيرفته شد ؛ لازمه‌اش آن است كه ثواب داشتن هم پذيرفته شود . ) قوله : و امّا : راه حلّ چهارم : اين راه نيز در تقريرات « 1 » اين‌گونه مطرح شده است كه در مثل طهارات ثلاث به دو امر توصّلى ملتزم مىشويم : امر اوّل ، همان امر غيرى و مقدّمى است كه به ذات وضو و غسل و تيمم « بدون وصف قصد قربت » تعلّق گرفته است . و طبعا در خود اين امر سخن از عباديّت و قصد قربت مطرح نيست و مطلوب به آن ، ذات العمل است .

--> ( 1 ) - مطارح الانظار ، ص 71 .